تبليغاتX
عاشقان امام حسین

حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ داراي شخصيتي رفيع و والا مقام مي‎باشد بطوري كه ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ از اين بانو، با جلالت و تكريم ياد كرده‎اند و حتي پيش از ولادت آن حضرت، بلكه پيش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضي از ائمه ـ عليهم السّلام ـ آمده و از مقام والاي او سخن گفته‎اند كه به بعضي از آنها اشاره مي‎شود.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمي و حرم وَلدي من بعدي...»[1] بدانيد قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زني از فرزندان من در اين شهر در مي‎گذرد كه او دختر موسي است...».
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي ديگر پيش از اينكه اين فرزند گرانقدر متولد شود از فضيلت زيارت و مدفن او سخن مي‎گويد و شيعيان را به اهميت آن توجه مي‎دهد و مي‎فرمايد «شهر قم، حرم ما است و در آن زني از فرزندان من مدفون مي‎شود، به نام فاطمه هر كس او را زيارت كند بهشت براي او ثابت مي‎شود...»[2]
همه اين بيانات حاكي از شأن و عظمت و فضيلت اين بانوي مكرم اسلام مي‎باشد. بي‎شك اين فضايل و خصوصيات اخلاقي اين بانوي بزرگ است كه او را داراي چنين مقام و منزلتي نموده است چون امام موسي كاظم ـ عليه السّلام ـ داراي 37 فرزند بود كه در ميان آنها اين بانوي مكرم است كه مثل ستاره‎اي درخشان مي‎درخشد و در ميان فرزندان امام كاظم ـ عليه السّلام ـ بعد از امام رضا ـ عليه السّلام ـ هيچ كدام هم سنگ او نمي‎باشد. حال به خصوصيات و فضايلي اشاره مي‎كنيم كه باعث عظمت و درخشش او در ميان ديگر امامزادگان شده است.
1. شرافت خانوادگي
او ماه تاباني است كه از برج امامت طلوع كرده در آغوش امامت تربيت يافته، قنداقه امامت را نيز در دامن خود پرورش داده است زيرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همة نياكان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدايت، اسوه‎هاي فضيلت و استوانه‎هاي ولايتند. و مادر بزرگوارش از بانوان با فضيلت و از اسوه‎هاي تقوي و شرافت و از زنان كم نظير تاريخ بشريت است.
بديهي است كه تأثير شخصيت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمي‎توان انكار كرد اين ويژگي در وجود حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ نيز بروز يافت و از هر دو طرف فضايلي را به ارث برد و مي‎توان سر برتري آن حضرت بر ديگر فرزندان موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ را در همين نكته يافت. البته اين نمي‎تواند به معناي تأثير نداشتن تلاش و كوشش آن حضرت در اين راه باشد بلكه علاوه بر همة شايستگي‎هاي فردي كه در وجود خويش به وجود آورده بود از اين عوامل نيز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقي و تكامل معنوي اخلاقي و علمي سود مي‎برد.
2. عبادت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ
بنا به تصريح قرآن هدف از خلقت انسان چيزي جز عبادت و بندگي خداوند نيست كساني كه به اين هدف مهم پي بردند در راه رسيدن به عاليترين مرحله آن سر از پا نمي‎شناختند.
يكي از عاليترين نمونه‎هاي عبادت و بندگي خدا از خاندان ولايت و امامت، كريمه اهل بيت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مي‎باشد. او با عبادت و شب زنده‎داري هفده روزه‎اش در واپسين روزهاي عمر شريفش در مدت اقامتش در منزل موسي بن الخزرج، گوشه‎اي از يك عمر عبوديت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاك الهي است.[3]
3. محدثه بودن آن حضرت:
از ويژگي‎هاي حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ اين بود كه علوم اسلام و آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ آگاهي داشت و آن حضرت از جمله روايت كنندگان حديث بود و چندين حديث است كه در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به چشم مي‎خورد كه علامه بزرگوار اميني در كتاب شريف الغدير به بعضي از آنها استناد مي‎كند مانند، عن فاطمه بنت علي بن موسي الرضا حدثتني... «من كنت مولاه فعلي مولاه»[4]. نقل اين احاديث حاكي از مقام علمي والاي آن بانو مي‎باشد.
4. لقب معصومه ـ سلام الله عليها ـ
مقام عصمت كه عالي‎ترين مقام معنوي و پاكي است، درجاتي دارد، و در وهله اوّل بر دو گونه است: 1. معصوم از خطاء 2. معصوم از گناه.
حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ مانند حضرت زينب ـ عليها السّلام ـ در يكي از درجات عصمتند، گر چه در درجات چهارده معصوم ـ عليهم السّلام ـ نباشد.
روايت شده حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودند «من زار المعصومة بقم كمن زارني»[5] كسي كه معصومه را در قم زيارت بكند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ بسيار است، ولي سخن فوق از امام معصوم ـ عليه السّلام ـ شايد اشاره‎اي باشد كه حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ داراي مقام عصمت بوده است، ضمناً اين سخن بيانگر آن است كه: اين لقب را حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ به فاطمه كبري ـ سلام الله عليها ـ داده است. و گرنه نام آن حضرت معصومه نمي‎باشد.
5. شفاعت گسترده
اعتقاد به شفاعت انبياء و اولياء از ضروريات مذهب شيعه است و هيچ ترديدي در آن نيست. و بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه در قرآن كريم از آن به (مقام محمود) تعبير شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم شفاعت گسترده‎اي دارند كه بسيار وسيع و جهان شمول است. 1. خاتون محشر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ 2. شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ . كه بعد از حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ از جهت گستردگي شفاعت، هيچ بانويي به شفيعه محشر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ نمي‎رسد. كه امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ در اين رابطه مي‎فرمايد: «تَدخل بِشفاعتها شيعتنا الجنته باجمعهم»[6]. با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مي‎شوند.
6. زيارتنامه مخصوص
يكي از شواهد عظمت استثنايي حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ زيارتنامه‎اي است كه به خصوص، حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ در شأن او صادر فرموده است. زيرا بعد از فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ تنها زيارتي كه از امام معصوم براي يك زن نقل شده، زيارت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ است و هيچ يك از بانوان خاندان عصمت و طهارت زيارت مخصوص از امام ندارد.
مختار اصلاني

 

شهادت حضرت معصومه را تسلیت میگم بر همه مسلمانان جهان تسلیت میگم

ارزو میکنم یکی از همین شبها توی حرم حضرت معصومه باشم و بگم به همه تسلیت میگم کاش

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:24  توسط عاشق امام حسین  | 

ابومحمد حسن بن علي (ع)، معصوم سيزدهم و امام يازدهم شيعيان مشهور به امام حسن عسكري است. چون ايشان و پدر بزرگوارشان امام هادي (ع) در محله عسكر (قرارگاه سپاه) در شهر سامرا به حالت تحت الحفظ زندگي مي كردند، به عسكري لقب يافتند. اين دو امام مانند امام جواد (ع) به احترام جد بزرگوارشان امام رضا (ع) به ابن‌الرضا مشهور بودند. مادرش بانويي صالحه و عارفه به نام سوسن بود كه در برخي منابع ، حديثه يا سليل آمده است.
  ميلاد مباركش به اختلاف روايات در ماه ربيع‌الاول يا ربيع‌الآخر سال 231 يا 232 ه‍. ق و بنا به اكثر روايات در مدينه اتفاق افتاده است. مشهورترين قول 8 ربيع الآخر 232 ه‍. ق مي‌باشد.
  رنگ آن حضرت گندمگون، چشمانش درشت و سياه، ريش زيبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود. با آن كه جوان بود، مشايخ قريش و رجال و علماي زمان را تحت تأثير خود قرار مي‌داد. دوست و دشمن به برتري علمي، حلم، جود، زهد، تقوا و ساير مكارم اخلاقي ايشان اذعان داشتند. 22 يا 23 سال داشت كه پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال 254 ه‍. ق به امامت رسيد و 5 يا 6 سال پيشواي شيعيان بود.
  از تأليفات امام حسن عسكري (ع) مي‌توان به كتابهاي زير اشاره كرد:
  1ـ تفسير قرآن، كه عده‌اي از علماي شيعه اين تفسير را تأييد نموده و معتقدند صحت انتساب آن از تفسيرهاي منسوب به امام صادق (ع) و امام هادي (ع) مستندتر است.
  2ـ نامه‌اي به اسحاق بن اسماعيل نيشابوري
  3ـ مجموعه حِكَم، مواعظ و كلمات قصار
  4ـ رسالة المنقبه در مسائل حرام و حلال.
  سرانجام ايشان در هشتم ربيع الاول سال 260 ه‍. ق در 28 يا 29 سالگي به دستور معتمد عباسي مسموم گرديد و به شهادت رسيد و در خانه خود و در جوار قبر پدر بزرگوارش در سامرا به خاك سپرده شد.

 

*ميلاد امام حسن عسکری (ع)بر شما مبارکباد*

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:31  توسط عاشق امام حسین  | 

 

سلام ای نور دیده

سلام ای عشق پنهان

سلام ای آرزوی ما

آیا میشود روزی چشم ما به جمال روی شما آرامش گیرد

آیا میشود روزی نجواهای خودمان را برای شما بازگو کنیم

آیا میشود اجابت ما ندای شما باشد

آیا ما لیاقت همراهی شما و عاشق شدن شما را داریم

ای مهدی جان برای فرجت هر روز دعا می کنیم

آمین

 

عشق تو آرام می کند این دل آشوب زده را

سلام بر گل رویت که جهانی در انتظار وصل تو می باشد

سلام بر عدالت تو که بی آلایش ترین عدالتهاست

سلام بر عشقت که بی پروا ترین عشقهاست

سلام بر جمالت که دیدنش نه نیاز به خورشید دارد و نه نور ماه

برای دیدن و وصل تو سر زپا نمی شناسم

که تو تنها کسی هستی که آرامش میدهد نام و یاد تو

 

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:31  توسط عاشق امام حسین  | 

السلام علیکِ یا ام بقیه الله

اللهم عجل لولیک الفرج

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

گل نرگسم مددی مولا

تنگ است بسی به سینه ام راه نفس

از بس که به راه حق نمی بینم کــــس

پر گشته جهـــــان سرار از ظلم و نفاق

ای پادشه عصــــــــــــر به فریاد برس

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام           گل کرد خار خار شب بی قـراری ام

تا شد هـــزار پاره دل از یک نـــــگاه تو           دیدم هــزار چشم در ائینه کاری ام

گرمن به شوق دیدنت از خویش میروم          از خویش میروم که تو با خود بیاریم

بودو نبود من همه از دست رفته است          باری مگــر تو دست بر آری به یاریم

کـاری به کار غیـــر نـــدارم که عاقـــبت           مرحـــم نــام تــو بر زخــم کـاری ام

تا سـاحل قرار تو چون مـــوج بی قــرار           با رود رو به سوی تو دارم که جاریم

بــا ناخُنـــم به سنــگ نوشتـــم بیـــا           بیا زان پیشتر که پاک شود یادگاریــم

 

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی

تو دلم خدا ميدونه چه قيامتی که برپاست
ميون هزارتا يوسف ، حسن فاطمه پيداست
خداي قشنگي از راه اومده، پسر ارشد زهرا اومده
دل عالمي اسيره تو نگاه مهربونش
بشينه كاشكي رو قلبم تير ابروي كمونش
اوني كه از هممون دل ميبره
گل ياس فاطمي و حيدره
دل هر ليلي شيرين دهنه
اسير و مجنون ليلاي منه
خودمونيم تو كمالات
كمال حسن رو عشقه
خداييش تو هرچي ماهه
جمال حسن رو عشقه
كاش ميشد جونم بشه نذر چشات
خودمو سر ببرم به پيش پات

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 6:51  توسط عاشق امام حسین  | 

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله

 

وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ

 

بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم

 

اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین وَعَلی اَصحابِ الحُسَین

 

 

 « پیام حسین »

بملتی که مرامــــش بــــود مرام حسیــن           من احتـــــرام گــذارم به احتـــرام حسین

 

از آن جهت شده دیوان کربــــــلا دل ما           که افتتـــــاح شده از ازل به نــــام حسین

 

هنوز یـــــاد کند قـــلب عالـــــم امکـــان           ز ذوالجنـــاح که امد سوی خیـــام حسین

 

هنوز تشــــنه بگریــد چو آب میـــنو شد         هنــوز می شنــود گوش دل پیـــــام حسین

 

بباغ سروخرامان بخاک وخون میریخت          فتاد چون بزمین سرو خوش خرام حسین

 

(عشق بازی)

 

عشــق بـازی کار هر شیـاد نیـسـت           ایـن شکــار دام هر صیــاد نیــست

عــاشـقی را قـابــلـیـت لازم اســــت           طـالب حـق را حـقیقـت لازم اسـت

عـشـق از مـعشـوق اول سـر زنـــد            تا به عـاشـق جـلوه ی دیگـر کــند

تـا بـحـدی کــه بــرد هـستــی از او            سرزند صد شورش و مستـی ازاو

شـاهــد ایــن مـدعی خــواهـی اگــر           بر حــسین و حـالـت او کــن نــظـر

روز عـاشـورا در آن میـدان عـشـق          کـرد رو را جـانب سلـطـان عشــق      

بار الـهــا ایــن ســرم ایــن پـیـکـرم          ایــن عـلـمـدار رشـیـد ایــن اکــبـرم

این سکـینه ایــن رقیـه ایــن ربــاب          این عروس دست وپاخون درخضاب

این من و این ساربان این شمردون          این تن عریان میان خـاک و خـون

این من و ایـن ذکـر یـا رب یـا ربــم           ایـن من و ایـن نـالـه هـای زیـنـبـم

پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق          ای حـسین ای یکـه تـاز راه عشق

گر تو بـر من عـاشقـی ای مـحـتـرم           پرده بَرکش من به تو عـاشق ترم

غـم مـخور کـه مـن خـریـدار تــوام            مـشتــری بـر جـنـس بــازار تــوام

هـر چـه بـودت داده ای در راه مـا             مـرحبـا صـد مرحبـا خـود هـم بیـا

خود بـیـا کـه می کـشم مـن نـاز تـو           عرش و فـرشم جملـه پـا انداز تـو

لـیـک خـود تنهـا نیـا در بــزم یــار            خـود بیــا و اصغــرت را هـم بـیـار

خـوش بـود در بـزم یـاران بـلـبـلـی            خــاصه در منقــار او بــرگ گـلـی

خـود تـو بـلبـل گــل علـی اصـغـرت             زودتــر بـشـتـــاب ســوی داورت

 

نه چون حسین کسی سجده کرده درعالم         نه کس قیـام نموده است چون قیام حسین

 

امید هست نگارنـــده را که در محشــــر          خداش بنـــــده خود خواند وغـــلام حسین

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 16:11  توسط عاشق امام حسین  | 
 

سپاس خدای را که مرا گرامی داشت به شناختن او و شناختن رسولش و آنکس که
واجب است بر من طاعتش از مهر او بر من و تفضل از او بر من و منت نهاد بر من
به ايمان حمد خدا را که داخل کرد مرا به حرم برادر رسولش و نمودش به در عافيت
حمد خدا را که قرارم داد از زائرين قبر وصی رسولش گواهی مي دهم که نيست معبودی 
جز خدا يگانه است و شريک ندارد و گواهم که حضرت محمد بنده او و رسول اوست
آمده به حق از طرف خدا و گواهم به اينکه علی عليه السلام بنده خداست و برادر
رسول خدا خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است خدا بزرگتر است نيست معبودی جز خدا
و خدا بزرگتر است و سپاس خدا را بر رهبری او و توفيق او بر آن چه دعوت کند از
راه خود خدای براستی تو بهترين مقصود و کريمتر وارد پذيری و من به تو وارد شدم و
تقرب جويم به تو به پيغمبرت پيامبر رحمت و به برادرش اميرالمؤمنان علی فرزند
ابيطالب بر آنان درود و رحمت فرست بر محمد و آل محمد و بيهوده مکن کوشش مرا و
نظر کن به من نظر مهربانی که مرا فراگيری بدان و قرار بده نزد خودت آبرومند در
دنيا و آخرت و از نزديکان
درود فرست بر رسول خدا امين خدا بر وحی او و بر تصميمات فرمانش خانم آنچه
پيش بوده و آغاز آنچه بيايد و مسلط بر آنها همه و رحمت خدا و برکات او درود
بر صاحب سکينه و وقار درود بر شخص مدفون در مدينه درود بر پيغمبر منصور و مؤيد
به وحی درود بر ابي القاسم محمد بن عبدالله و رحمت خدا و برکات خدا بر او گواهی 
مي دهم که نيست معبودی جز خدای يگانه شريک و انباز ندارد و گواهم که محمد بنده
و فرستاده اوست حق را آورده از نزد او و تصديق رسولان کرد درود بر تو ای رسول
خدا درود بر تو ای حبيب خدا و برگزيده او بر خلقش درود بر اميرمؤمنان
بنده خدا و برادر رسول خدا ای مولايم ای اميرمؤمنان بنده تو و زاده بنده ات و
زاده کنيزت نزد تو آمد پناهنده به عهد توست آهنگ حرم تو کردم روی آورده به
سوی  مقام تو متوسل بدرگاه خدای تعالی آيا داخل شوم ای مولای من آيا داخل شوم ای 
اميرالمؤمنين آيا داخل شوم ای حجت خدای آيا داخل شوم ای امين خدا آيا داخل شوم
ای فرشتگان خدا مقيم در اين زيارتگاه ای مولای من آيا اجازه دخول به من مي دهی به
بهترين وجهی که به يکی از دوستانت اجازه دادی اگر من لياقت آن را ندارم تو
اهليت آن را داري .
به نام خدا و به ذات خدا و در راه خدا و بر ملت رسول خدا درود و رحمت خدا بر
او و بر آل او خدايا بيامرز مرا و رحم کن مرا و توبه ام را بپذير زيرا تو
توبه پذير و مهربانی 
درود از جانب خدا بر محمد رسول خدا امين خدا بر وحی او و رسالتش و تصميمات
کارش و معدن وحی و تنزيل و خاتم گذشته و گشايش و آغاز آنچه بيايد و مسلط بر
آنها همه گواه بر خلق چراغ تابان و درود بر او و رحمت خدا و برکاتش خدايا درود
فرست بر محمد و خاندان مظلومش برتر و کامل تر و بلندتر و شريف تر از آنچه رحمت
فرستادی بر يکی از پيغمبران و رسولانت و برگزيدگانت خدايا درود فرست بر
اميرمؤمنان بنده تو و بهتر خلقت پس از پيغمبرت و برادر رسولت و وصی حبيب تو
که برگزيدی او را بر خلقت و راهنمای بر کسی که مبعوثش کردی برسالتت و جزابخش
قيامت به عدلت و فصل محاکماتت ميان خلقت و درود بر او و رحمت خدا و برکاتش
خدايا درود فرست بر امامات از فرزندانش کارگزاران به فرمانت بعد از او
پاکانی که پسنديدی آنها را ياوران برای دينت و حافظان سر تو و گواهان بر خلقت
و نشانه هائی بر بندگانت صلوات تو بر آنان درود بر اميرمؤمنان علی فرزند
ابيطالب وصی رسول خدا و جانشين او و بپادارنده دستور او بعد از او سيد اوصياء و
رحمت خدا و برکات او درود بر فاطمه دختر رسول خدا رحمت خدا بر او و بر آل او
بانوی زنان جهان درود بر حسن و حسين دو آقای جوانان اهل بهشت از همه خلق درود
بر امامان رهبر درود بر پيغمبران و رسولان درود بر امامان سپرده شده نزد آنها
درود بر مخصوصان خدا از ميان خلقش درود بر نکته شناسان و دقيق نظران درود بر
مؤمنان که قيام به امر او نمودند و پشتيبانی کردند دوستان خدا را و با ترس آنها
نيز ترسيدند درود بر فرشتگان مقرب درود بر ما و بر بندگان شايسته خدا
درود بر تو ای اميرمؤمنان درود بر تو ای دوست خدا درود بر تو ای برگزيده خدا
درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای پيشوای هدايت درود
بر تو ای نشانه پرهيزکاری درود بر تو ای وصی خوش رفتار با تقوی پاک و وفادار
درود بر تو ای پدر حسن و حسين درود بر تو ای پايه دين درود بر تو ای آقا و سيد
اوصياء و امين پروردگار جهانيان و جزاء دهنده روز جزاء و بهترين مؤمنان و آقای 
صديقان و برگزيده از نژاد پيغمبران و در حکمت پروردگار جهانيان و خزينه دار وحی 
او و گنجينه دانش او و خيرخواه امت پيغمبرش و تالی رسولش و فداکار با جانش
و سخنور به حجتش و دعوت کننده به شريعتش و گذرنده بر روشش خدايا من گواهم
که او تبليغ کرد از طرف رسول خدا آنچه در عهده اوست و رعايت کرد آنچه حفظ او
بود و حفظ کرد هر چه به او سپرده بود و حلال داشت حلال تو را و حرام داشت حرام
تو را و بپا داشت احکام تو را و جهاد کرد با پيمان شکنان در راه تو و نيز با
زورگويان و عدول کنندگان در حکمت و جهنده گان از دستورت بردبار و صلاح جو و نگيرد
او را يعنی تحت تأثير واقع نگرديد درباره تو سرزنش سرزنش کنندگان خدايا رحمت
فرست بر او بهترين رحمتيکه فرستادی بر يکی از دوستانت و برگزيدگانت و اوصيای 
پيغمبرانت خدايا اين قبر ولی توست که واجب کردی اطاعتش را و نهادی در گردن
بندگانت بيعتش را و خليفه توست که بوسيله او بستانی و عطا کنی و به سبب او
پاداش دهی و يا کيفر دهی و براستی من قصد او کردم به طمع آنچه آماده کردی برای 
دوستانت و به حق قدر عظيم او نزد تو و آن موفقيت ارجمنديکه در پيشگاهت دارد و
قرب منزلتش از تو خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و انجام ده با من آنچه
تو اهل آنی زيرا تو اهل کرم و جودی و درود بر تو ای مولايم و بر دو هم قبرت آدم
و نوح و رحمت خدا و برکات او
ای مولای من بدرگاه تو درود من است و به تو توسل جويم به سوی پروردگارم در رسيدن
به مقصودم و گواهم که متوسل به تو دست خالی نيست و جوينده به تو از روی معرفت
برنگردد جز با برآمدن حاجتش پس باش شفيع من به سوی خدا پروردگار تو و من در
برآمدن حاجتم و ميسر بودن کارهايم و برطرف کردن سختيم و آمرزش گناهم و توسعه
روزيم و درازی عمرم و عطا کردم درخواستم درباره دنيا و آخرت من خدايا لعنت کن
کشندگان امامان و عذابشان نما عذابی دردناک که عذاب نکردی احدی را از عالميان
عذاب بسيار که دنباله آن قطع نگردد و موعد و نهايتی ندارد به جهت آنکه ستيزه
کردند با اوليای امر تو و آماده کن برای آنها عذابی که وارد نکردی آن را به احدی 
از خلقت خدايا داخل نما بر قاتلان انصار رسولت و بر قاتلان اميرمؤمنان و بر
قاتلان حسن و حسين و قاتلان انصار حسن و حسين و بر قاتلان هر که کشته شده است برای 
ولايت آل محمد همه عذابی دردناک و چندان در پايين ترين طبقه جهنم تخفيف نشود از
آنان عذاب و آنان در آن اندر باشند ملعون و سر بزير در نزد پروردگارشان به ديده
خود ببينند پشيمانی و رسوايی طولانی برای کشتار خاندان پيغمبران و رسولانت و
پيروانشان از بندگان شايسته ات خدايا لعنتشان کن در اعماق نهان و آشکار عيان در
زمين و آسمانت خدای قرار بده برای من گام صادقانه در مورد دوستانت و محبوب کن
نزد من زيارتگاه آنها را و قرارگاه آنها را تا برسانی مرا به ايشان و بگردانی 
مرا از پيروانشان در دنيا و آخرت ای مهربان ترين مهربانان
درود بر تو ای ابا عبدالله درود بر تو ای فرزند رسول خدا درود بر تو ای پسر
اميرمؤمنان درود بر تو ای فرزند فاطمة زهرا بانوی زنان جهانيان درود بر تو ای 
پدر امامان رهبر هدايت شده درود بر تو ای کشته اشک ريزان درود بر تو ای صاحب
مصيبت و سوگواری مرتب درود بر تو و بر جد و پدرت درود بر تو و بر مادرت و
برادرت درود بر تو و بر امامان از نژادت و فرزندانت گواهم که خدا خاک را به
تو خوشبو کرد و قرآن را به وسيله تو توضيح داد و قرار داد تو را و پدرت و
برادرت و فرزندانت را عبرت و پند برای صاحبان خرد ای زاده با ميمنت ها پاکيزه
قرآن خوان و توجه دادم سلام خودم را به سوی تو صلوات خدا و درود او بر تو و قرار
داد دلهای مردم را هواخواه تو نااميد نشد هر که به تو تمسک جست و به تو پناه برد
درود بر پدر امامان و دوست نبوت و مخصوص به اخوت درود به يعسوب دين و ايمان
و کلمه رحمان درود بر ميزان اعمال و زير و رو کننده احوال و شمشير خدای ذوالجلال
و ساقی سلسبيل زلال درود بر صالح مؤمنان و وارث دانش پيغمبران و حاکم روز جزا
درود بر درخت تقوی و شنوای نهان و رازگويی درود بر حجت خدا که رسا است و
نعمت شايانش عذاب و نقمت کوبنده اش درود بر راه روشن و اختر تابنده و امام
خيرخواه و فتيله نورزا (مشعل تابان ) و رحمت خدا و برکاتش خدای درود فرست بر
اميرمؤمنان علی  فرزند ابيطالب برادر پيغمبرت و ولی او و ياور او و وصی او و
وزير او و سپرده دار علم او و جايگاه راز او و در حکمتش و گويای حجت او و دعوت
کننده به شريعتش و خليفه او در امتش و گشايش دهنده گرفتاری از برابرش و
شکننده پشت کافران و خاک مال کننده بينی فاجران آنکه او را نسبت به پيغمبرت
به منزله هارون از موسی قرار دادی خدايا دوست بدار دوستدارش را و دشمن دار کسی 
که دشمنش دارد و ياری کن يارش را و واگذار هر که واگذاردش و لعن کن هر که
برابرش بايستد از اولين و آخرين و رحمت فرست بر او بهتر آنچه رحمت نمودی بر
يکی از اوصياء پيغمبرانت ای پروردگار جهانيان
درود بر تو ای برگزيده خدا درود بر تو ای حبيب خدا درود بر تو ای پيغمبر خدا
درود بر تو ای امين خدا درود بر تو ای خليفه خدا در روی زمين درود بر تو ای پدر
بشر درود بر تو و بر جان و تنت و بر فرزندان پاکت و نژادت و رحمت خدا بر تو
رحمتی که نتواند شمرد آن را جز او و رحمت خدا و برکات او
درود بر تو ای پيغمبر خدا درود بر تو ای برگزيده خدا درود بر تو ای ولی خدا درود
بر تو ای حبيب خدا درود بر تو ای بزرگ رسولان درود بر تو ای امين خدا در روی 
زمين صلوات خدا و درودش بر تو و بر جان و بر بدن تو و بر پاکان از فرزندان تو
و رحمت خدا و برکاتش

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 6:11  توسط عاشق امام حسین  | 

(الشق القمر)

امشب ملائکند که از اینجا به عرش ، با صد کنایه به دوش می برند

تمام آبروی زمین را که خاکیان ، به وقت سحر از دست می دهند

اینک یتیمان کوفه اند ، که در خانه علی دق الباب می کنند

با کاسه ای شیر گوش به در علی علی گویان ،علی را پدر خطاب می کنند

آخر شناختند که علیست آن شاه خاموش

 که دارد نشان حمل زنبیل خرما و نان بر دوش 

پس همان خرمای دیشب را که او بخشید

می کنند نذر جانش تا که او آید به هوش

امشب دگر چاه نخواهد دید رخ گریان آن ماه

وقت سحر، شق القمر شد ماه نمی گرید که می خواهد بگرید چاه

امشب ملائکند که از اینجا به عرش ، با صد کنایه به دو ش می برند

تمام آبروی زمین را که خاکیان به وقت سحر از دست می دهند

 

      مولا امیر المومنین علی (ع)

 

 

   و اقعه غدیر خم      

پیامبر گرامی ( صلی الله علیه وآله ) در سال دهم هجرت برای انجام فریضه و

تعلیم مراسم حج به مکه عزیمت کرد ند. این بار انجام این فریضه با آخرین سال

 عمر پیامبر عزیز مصادف شدو از این جهت آن را  (( حجه ا لوداع )) نامیدند .        

افرادی که به شوق همسفری و یا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند

 تا صدو بیست هزارنفر تخمین زده شده اند ... مراسم به پایان رسید وپیامبر

 راه مدینه را ، در حالی که گروه انبوهی آن را بدرقه می کردند و جز کسانی

 که در مکه به او پیوسته بودند همگی در رکاب او بودند ، درپیش گرفت  .

 چون کاروان درپهنه بی آبی به نام غدیر خم قرار گرفت پیک وحی فرود آمد و

 به پیامبر فرمان توقف داد . پیامبر نیز دستور داد که همه از حرکت باز ایستند

 تا باز ماندگان نیز فرارسند.

در آن لحظات حساس ، طنین اذان ظهر سراسر بیابان را فراگرفت

 و ندای تکبیر موذن بلند شد . مردم خود را برای ادای نماز ظهر آماده

 کردند و پیامبر نماز ظهر را با آن اجتماع باشکوه ، که سرزمین غدیر  نظیر آن را

هرگز به خاطر نداشت ، به جا آوردند وسپس به میان جمعیت آمدند و بر منبر

 بلندی که از جهاز شتران ترتیب یافته بود قرار گرفتند و با صدای بلند خطبه ای

به شرح زیر ایراد کرد :  ستایش از آن خداست. از اویاری  میخواهیم و به او ایمان

 داریم و بر او توکل می کنیم واز شر نفس های خویش و بدی کردارهایمان به

 خدایی پناه می بریم که جز او برای گمراهان هادی وراهنمایی نیست .

گواهی می دهیم که خدایی جز او نیست و محمد بنده خدا و فرستاده اوست .

هان ای مردم ، نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم واز میان شما

بروم ومن مسئولم وشما نیز مسئول هستید . درباره من چه فکر می کنید ؟

 یاران پیامبر گفتند : گواهی می دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ کردی و نسبت

 به ما خیر خواهی ونصیحت کردی و در این راه بسیار کوشیدی ، خداوند به تو

 پاداش نیک دهد ... پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله  ) وقتی مجددا آرامش بر

 جمعیت حکمفرما شد فرمودند : آیا شما گواهی نمی دهید که جز خدا ، خدایی

 نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست ؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است و

روز رستاخیز بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در خاک پنهان

 شده اند زنده خواهد کرد ؟  یاران پیامبر گفتند : آری ، آری ، گواهی می دهیم ...

 پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) ادامه داد : من درمیان شما دوچیز گرانبها به

یادگار می گذارم ، چگونه با آنها معامله خواهید کرد ؟

 ناشناسی پرسید : مقصود از این دو چیز گرانبها چیست ؟

 پیامبر (   صلی الله علیه و آله ) فرمودند : ثقل اکبر کتاب خداست  که یک طرف آن

 در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست  به کتاب او چنگ بزنید تا گمراه

نشوید ، و ثقل اصغر عترت و اهل بیت من است ... خدایم به من خبر داده

 که دو یادگار من تا روز رستاخیز از من جدا نمی شوند . هان ای مردم ، بر کتاب

خدا و عترت من پیشی نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید  .

در این موقع  پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) دست علی ( علیه السلام  ) را گرفتند

 و بالا بردند و سپس فرمود ند:  هان ای مردم ، سزاوارترین فرد برمومنان از خود

 آنان کیست ؟ 

   یاران پیامبر پاسخ دادند : خداوند و پیامبر او بهتر می دانند ...

پیامبر ( صلی الله علیه و آله  ) ادامه دادند :   خداوند مولای من و من مولای

 مومنان هستم و بر آنها از خودشان اولی و سزاوارترم . هان ای مردم ، هرکس

که من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا ورهبر اوست . 

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله  ) این جمله آخر را سه بار تکرار کرد ند

و سپس ادامه دادند  :  پروردگارا ، دوست بدار کسی را که علی را دوست بدارد

 و دشمن بدار کسی را که علی را دشمن بدارد .

 خدایا ، یاران علی را یاری کن و دشمنان اورا خارو ذلیل گردان .

 پروردگارا ، علی را محور حق قرار ده .  

  سپس افزودند :   لازم است حاضران به غایبان خبر دهند و دیگران را از این امر

 مطلع کنند...هنوز اجتماع با شکوه به حال خود باقی بود که فرشته وحی فرود آمد

و به پیامبر گرامی بشارت داد که خداوند امروز دین خود را تکمیل کرد و نعمت

 خویش را بر مومنان به طور کامل ارزانی داشت  ... 

 در این لحظه صدای تکبیر پیامبر بلند شدو فرمود :  خدارا سپاسگزارم که دین

خود را تکمیل کرد و نعمت خود را به پایان رسانید و از رسالت من و ولایت علی

 پس از من خشنود شد  ... 

 بخش چهارم : زندگی مولا علی ( علیه السلام   ) پس از در گذشت      

پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) و قبل از خلافت

بررسی حوادث عمده زندگانی مولا علی ( علیه السلام ) تا روزی که

 پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله )  در قید حیات بودند به پایان رسید .

اکنون وقت آن است که در بخش دیگری از زندگانی امام علی ( علیه السلام )

  که چهارمین بخش زندگانی آن حضرت است به بررسی بپردازیم  مراحل

سه گانه زندگانی  امام علی ( علیه السلام ) سی وسه سال از عمر گرانبهای

 اورا گرفت و امام در این مدت کوتاه به عنوان بزرگترین قهرمان و عالیترین رهبر

 و درخشنده ترین چهره اسلام شناخته شد و در حوضه اسلام هیچ فردی

 پس از مرگ پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) ازفضیلت و تقوا و علم و دانش

و جهاد و کوشش در راه خدا و مواسات و کمک به بینوایان به مرتبه

علی ( علیه السلام ) نبود و درهمه جا اعم از حجاز و یمن  سخن از شجاعت

 وقهرمانی و فداکاری و جانبازی و مهر و مودت شدید پیامبر به علی بود .

 امام علی ( علیه السلام ) قاعدتا می بایست  پس از درگذشت پیامبر

 گرامی ( صلی الله علیه و آله ) نیز محور اسلام و مرکز ثقل جامعه اسلامی

 باشد .  اماوقتی صفحات تاریخ را ورق می زنیم خلاف آن رامی یابیم .

زیرا امام علی ( علیه السلام ) درچهارمین دوره از زندگانی خود که درحدود ربع قرن

 بود براثر شرایط خاصی که ایجاد شده بود از صحنه اجتماع به طور خاصی

کناره گرفت و سکوت اختیار کرد . نه درجهادی شرکت کرد و نه درا جتماع به طو

ر رسمی سخن گفت  ، شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی وسازندگی افراد

پرداخت . این سکوت وگوشه گیری طولانی برای شخصیتی که در گذشته

 در متن اجتماع قرار داشت و دومین شخص جهان اسلام و رکن بزرگی

برای مسلمانان به شمار می رفت سهل و آسان نبود .

روح بزرگی چون علی ( علیه السلام ) می خواست که برخویش مسلط شود

و خود را با وضع جدید که از هر نظر با وضع سابق تضاد داشت تطبیق دهد .

فعالیتهای امام در این دوره  در امور زیر خلاصه می شود:

الف : عبادت خدا ، آن هم به صورتی که در شان شخصیتی مانند

 علی ( علیه السلام ) بود ، تا آنجا که امام سجاد ( علیه السلام) عبادت

 و تهجد شگفت انگیز خود را دربرابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست .

ب : تفسیر قرآن وحل مشکلات آ یات و تربیت شاگردانی مانند ابن عباس ، که

 بزرگترین مفسر اسلام پس از امام به شمار می رفت .

پ : پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل دیگر  ، بالاخص یهودیان ومسیحیان

 که پس از درگذشت پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) برای تحقیق در مورد اسلام

 رهسپار مدینه می شدند و سوالاتی مطرح میکردند که پاسخگویی جز

 علی ( علیه السلام ) که تسلط او بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن

 بود پیدانمی کردند .

ت : بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت ،

 همین حوادث نوظهور ایجاب می کرد که پس از رحلت

 پیامبر گرامی ( صلی الله علیه و آله ) امام آگاه و معصومی به سان پیامبر

 درمیان مردم باشد که بر تمام اصول وفروع اسلام تسلط کافی داشته ،

علم وسیع و گسترده او امت را از گرایشهای نامطلوب و عمل به قیاس و گمان

باز داردو این موهبت بزرگ ، به تصدیق تمام یاران

 رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ، جز در مولا علی ( علیه السلام )

 در کسی نبود.

نحوه بیعت گرفتن از امام

این بخش از تا ریخ اسلام از دردناکترین و تلخترین بخشهای آن است که

 دلهای بیدار و آگاه را سخت به درد می آورد و می سوزاند .

پس از حادثه سقیفه  ، بنی هاشم و گروهی از مهاجران و علاقه مندان

 امام ( علیه السلام ) به عنوان اعتراض در خانه فاطمه ( علیه السلام  )

متحصن شده بودند . تحصن آنان در خانه فاطمه ( علیه السلام ) که در زمان

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) از احترام خاصی برخوردار بود ، مانع شد

 که دستگاه خلا فت اندیشه یورش به خانه وحی را در سر خود بپروراند و

متحصنان رابه زور به مسجد بکشاند و از آنان بیعت بگیرد . اما سرانجام علاقه به

 گسترش قدرت کار خود را کرد و احترام خانه وحی نادیده گرفته شد .

 خلیفه ، عمر را با گروهی مامور کرد تا به هر قیمتی که باشد متحصنان را از

 خانه فاطمه ( علیه السلام  ) بیرون بکشند و از همه آنان بیعت بگیرند 

  وی با گروهی که در میان آنان اسیدبن حضیرو سلمه بن سلامه و ثابت بن قیس

 و محمد بن مسلمه به چشم میخورد روبه خانه فاطمه ( علیه السلام ) آوردتا

 متحصنان رابه بیعت با خلیفه دعوت کنند و اگر به درخواست وی پاسخ مثبت

نگفتند آنان رابه زور از خانه بیرون کشیده  ، به مسجد بیاورند .

 مامور خلیفه در مقابل خانه با صدای بلند فریاد زد که متحصنان برای بیعت با

خلیفه هرچه زودتر خانه را ترک گویند . اما دادو فریاد او اثر نبخشید  و آنان خانه را

ترک نگفتند . در این هنگام مامور خلیفه هیزم خواست تا خانه را بسوزاند و آن را

 بر سر متحصنان خراب کند ، ولی یکی از همراهان او به پیش آمد تا مامور خلیفه

را از این تصمیم باز دارد و گفت : چگونه خانه را آتش می زنی در حالی که

 فاطمه (علیه السلام) دخت پیامبردر آنجاست  ؟ وی با خونسردی پاسخ داد که

 بودن فاطمه ( علیه السلام ) در خانه مانع از انجام این کار نمی تواند باشد .

 در این موقع فاطمه ( علیه السلام ) در پشت در قرار گرفتند و فرمودند :

 جمعیتی را سراغ ندارم که در موقعیت بدی همچون موقعیت شما

 قرار گرفته باشند . شما جنازه رسول خدا (صلی الله علیه و آله  ) را

در میان ما گذاشتید و از پیش خود درباره خلافت تصمیم گرفتید .

چرا حکومت خودرا بر ما تحمیل می کنید و خلافت را که حق ماست به خود ما

 باز نمی گردانید ؟

 این بار مامور خلیفه از اخراج متحصنان منصرف شد و به حضور خلیفه آمد

 و او را از جریان آگاه کرد .

خلیفه که می دانست با مخالفت متحصنان  ، که شخصیت های بارزی از

مهاجران و بنی هاشم بودند ، پایه های حکومت او محکم واستوار نمی شود

 این بار غلام خود  قنفذ را مامور کرد که برودو علی ( علیه السلام  ) رابه مسجد

 بیاورد.

او نیز پشت در آمد و امام علی ( علیه السلام )  را صدا زد و گفت : به امر خلیفه

 رسول خدا باید به مسجد بیایید . وقتی امام علی ( علیه السلام ) این جمله را

 از قنفذ شنید ند فرمودند : چرا به این زودی به رسول خدا دروغ بستید ؟

 پیامبر ( صلی الله علیه و آله  ) کی اورا جانشین خود قرار داد تا وی خلیفه

رسول خدا  ( صلی الله علیه وآله ) باشد ؟ 

غلام با نومیدی باز گشت و جریان را به آگاهی خلیفه رساند.

 مقاومت متحصنان در برابر دعوت های پیاپی دستگاه خلافت خلیفه را سخت

عصبانی و ناراحت کرد . سر انجام عمر ، برای دومین بار ، با گروهی رو به خانه

 فاطمه ( علیه السلام ) آورد . هنگامی که دخت پیامبرفاطمه (علیه السلام )

صدای مهاجران راشنید از پشت در با صدای بلند ناله کرد و گفت : پدر جان

 ای پیامبر خدا ، پس از در گذشت تو با چه گرفتاریهایی از جانب  فرزند ابوقحافه

 مواجه شده ایم .

ناله های فاطمه ( علیه السلام  ) که هنوز در سوگ پدر نشسته بود ،

چنان جانگداز بود که گروهی از آن جمعیت را که همراه عمر بودند از انجام

 ماموریت حمله به خانه زهرا منصرف کرد و از همانجا گریه کنان باز گشتند .

  اما عمر و گروهی دیگر ، که برای گرفتن بیعت  از علی ( علیه السلام  ) و

 بنی هاشم اصرار می ورزیدند  ، اورا با توسل به زور از خانه بیرون کشیدند

 و به مسجد آوردند و اصرار کردند که حتما با ابوبکر بیعت کند .

 امام علی ( علیه السلام  ) فرمودند : اگر بیعت نکنم چه خواهد شد ؟ 

 گفتند کشته خواهی شد . امام علی ( علیه السلام  ) فرمودند : با چه جرات

 بنده خدا و برادر رسول خدا ( صلی الله علیه و آله  ) را خواهید کشت ؟ ...

مقاومت سر سختانه امام علی ( علیه السلام  ) در برابر دستگاه خلافت سبب

 شد که اورا به حال خود واگذارند .

 امام ( علیه السلام ) از فرصت استفاده کردند و به عنوان تظلم ، به قبر رسول

 خدا ( صلی الله علیه و آله  ) نزدیک شدند و همان جمله ای را که هارون به

 موسی ( علیه السلام ) گفته بود بر زبان آوردند و گفتند :  برادر ، پس از

 در گذشت تو این گروه مرا نا توان شمردند و نزدیک بود که مرا بکشند ... 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 6:0  توسط عاشق امام حسین  | 

ما را كه غير داغ غمت ‏بر جبين نبود
نگذشت لحظه‏ اى كه دل ما غمين نبود

هرچند آسمان به صبورى چو ما نديد
ما را غمى نبود كه اندر كمين نبود

راهى اگر نداشت، به آزادى و اميد
رنج اسارت، اينهمه شور آفرين نبود

اى آفتاب محمل زينب، كسى چو من
از خرمن زيارت تو خوشه چين نبود

تقدير با سر تو مرا همسفر نمود
در اين سفر مقدر من غير از اين نبود

گر از نگاه گرم تو آتش نمى ‏گرفت
در شام و كوفه خطبه من آتشين نبود

گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت
زينب پس از تو، زينب محمل نشين نبود

در حيرتم كه بى ‏تو چرا زنده مانده ام
عهديكه با تو بستم از اول چنين نبود

ده روزه فراق تو، عمرى به ما گذشت
يك عمر بود هجر تو، يك اربعين نبود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 8:8  توسط عاشق امام حسین  | 
مولود حضرت محمد مبارک

       زندگانی حضرت محمد(ص) سید هاشم رسولی محلاتی

 

مقدمه
هاشم بن عبد مناف
فرزندان عبد المطلب
ولادت رسول خدا(ص)و شرح زندگانى آن حضرت تا ازدواج با خديجه
تاريخ ولادت
حليمه سعديه
گم شدن رسول خدا(ص)در مكه
برخى از حالات رسول خدا در كودكى
ازدواج با خديجه و ماجراهاى بعد از آن تا بعثت
داستان تجديد بناى كعبه و حكميت رسول خدا
داستان سلمه و يهودى
بعثت رسول خدا(ص)
انذار خويشان
ابو لهب و رسول خدا(ص)
نمايندگان قريش در يثرب
دفاع ابو طالب از آن بزرگوار
دنباله داستان و انتقام عمرو عاص از عماره
تصميم چند تن از بزرگان قريش براى از بين بردن صحيفه ملعونه
روايات ديگرى در اين باره
وفات ابو طالب و خديجه
سفر به طائف
داستان اسعد بن زراره و ذكوان...
قريش با خبر شدند...
هجرت رسول خدا
سراقه در تعقيب رسول خدا
كارهاى اوليه و پيمان برادرى
سال دوم هجرت و جنگ بدر
جنگ بدر
كشته شدن عتبه،شيبه و وليد
پيروزى بدر به نصرت خدا و كمك فرشتگان بود
غزوه سويق
سال سوم هجرت و جنگ احد
كسانى كه با رسول خدا(ص)ماندند
نسيبه«ام عمارة»
مراجعت به مدينه
سال چهارم هجرت
ازدواج با زينب دختر خزيمه و ام سلمه
غزوه بدر صغرى
سال پنجم هجرت و غزوه خندق
يهود بنى قريظه پيمان خود را مى‏شكنند
ضربتى كه از عبادت جن و انس برتر بود
مأموريت نعيم بن مسعود
چند تن از يهود بنى قريظه مسلمان شدند
ازدواج با ام حبيبه
سال ششم هجرت
صلح حديبية
داستان ابو بصير
سال هفتم هجرت
سال هشتم هجرت
فتح مكه
ابو سفيان در خيمه رسول خدا
بلال اذان نماز را گفت
افرادى كه با رسول خدا(ص)ماندند
ورود به«جعرانه»و استرداد اسيران سال نهم هجرت
متخلفان از جنگ
داستان عقبه و نقشه قتل پيغمبر اسلام
هيئت نجران و داستان مباهله
فرستادگان بنى عامر و توطئه قتل پيغمبر اسلام
سال دهم هجرت
سال يازدهم

 

ميلاد پيامبر گرامی اسلام  حضرت محمد مصطفی (ص)

بر مسلمان جهان مبارک .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 17:13  توسط عاشق امام حسین  | 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 16:51  توسط عاشق امام حسین  |